پرش به محتوا

بایگانی

برچسب: اشرافیت

نگاهی به هشدارهای رهبری درباره مفاسد اقتصادی

انتشار پاسخ گلایه‌آمیز رهبر معظم انقلاب به نامه معاون اول رئیس جمهور درباره «همایش ملّی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد» بازتاب ویژه‌ای در رسانه‌ها و افکار عمومی به دنبال داشت. اما این اولین بار نیست که رهبری چنین تذکر تندی را درباره مفاسد اقتصادی و اداری ناشی از ارتباطات ناسالم در دستگاه‌های دولتی مطرح می‌سازند.

آیت‌الله خامنه‌ای از همان آغازین روزهای قبول بار سنگین رهبری امت، بارها روحانیان و دولتیان را از دنیاطلبی، رفاه‌زدگی، اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پرهیز داده و نسبت به ترویج این فرهنگ در میان مردم ابراز نگرانی کرده‌اند. جدای از توصیه‌های معمول یکی از اولین هشدارهای جدی ایشان نسبت به این مفاسد، در بهمن ۱۳۶۸ و در آستانه سالروز پیروزی انقلاب خطاب به کارگزاران نظام است: «ما باید عفت داشته باشیم، عفیف باشیم و به لجن بودن طبیعت بشری خودمان واقف باشیم. برادران! این طبیعت خیلی خطرناک است. بشر این‏طوری است، بشر لغزش دارد. برای این که آدم خودش را از لغزش نگهدارد، راه این است که لب پرتگاه نرود. …به لغزشگاههای مالی و قدرتی و دیگر لغزشگاههای گوناگون نزدیک نشوید.»

تعداد این نصیحت‌ها و هشدارها نه تنها به مرور افزایش می‌یابد بلکه از لحاظ لحن و کیفیت نیز متمایزتر می‌شود. در این راستا ایشان بارها زندگی پیامبر و امیرالمؤمنین در دوره حاکمیت بر جامعه اسلامی را به عنوان الگوی متعالی زندگی دولتمردان برمی‌شمرند. این هشدارهای مستمر گویای این واقعیت است که رهبری در فضای اجتماع مابازای عینی برای این مسائل دیده و نسبت به موضوع رواج اشرافی‌گری و دنیاطلبی و به دنبال آن مفاسد اقتصادی احساس خطر جدی می‌کرده‌اند. از همین رو در هر فرصتی خطاب به عموم مردم و البته به صورت ویژه روحانیان و دولتمردان، نسبت به سقوط در این ورطه‌ها تذکرات بعضاً تندی را مطرح می‌سازند.

21026gyo853bbqzffz2ایشان در ۲۳ مرداد سال ۱۳۷۰ و در جمع مسئولان و کارگزاران نظام طی سخنانی مفصل و صریح که گویای ناراحتی شدید ایشان از بی‌توجهی به تذکرات قبلی است، ضمن یادآوری ماجرای جنگ احد و تخطی جمعی از مسلمانان از فرمان پیامبر به‌خاطر طمع به غنایم جنگی و تطبیق آن با شرایط روز، می‌فرمایند: «نمی‏‌شود ما در زندگی مادّی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند.» و ادامه می‌دهند: «گاهی از جاهایی گزارشهای نومیدکننده‏‌یی می‏‌رسد و در برخی موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش می‏‌نشیند؛ رعایت کنید!» ایشان در این سخنرانی ضمن ذکر مصادیق متعدد از عملکرد برخی مسئولان و حتی روحانیان و انتقاد از آنها، غفلت از تقوا و سلامت مسئولان را زمینه‌ساز ضایعه و روسیاهی توصیف می‌کنند.

سخنان رهبری در تابستان ۱۳۷۱ و در جمع بسیجیان در تبیین علل واقعه عاشورا و نقش آلودگی مردم به دنیا و لزوم عبرت‌گیری از آن نیز یکی دیگر از هشدارهای جدی ایشان در این رابطه به حساب می‌آید. در این سخنان ایشان از اینکه برخی به اسم سازندگی خود را غرق در پول و دنیا کرده‌اند انتقاد می‌کنند.

این سخنان بی‌پرده و تند، پایان توبیخات مکرّر صریح و ضمنی ایشان نیست. طی سال‌های بعد، علی‌رغم بی‌اعتنایی اغلب صاحبان مناصب تصمیم و اجرا و نظارت، هشدارهای ایشان ادامه دارد. آیت‌الله خامنه‌ای در خرداد ۱۳۷۵ طی سخنانی از نقش خواص دل‌سپرده به دنیا در انحراف جامعه اسلامی و زمینه‌سازی حادثه کربلا سخن می‌گویند و تیرماه ۱۳۷۶ در یک سخنرانی نسبت به طلوع طبقه مرفّه بی‌درد جدید از درون نظام اسلامی از طریق انتصابها و زرنگیها و مشرف بودن بر مراکز ثروت، اعلام خطر می‌کنند.

این هشدارهای صریح را می‌توان دور جدیدی از گفتمان‌سازی رهبر انقلاب در این خصوص دانست که به تدریج منجر به ایجاد جریان جدی میان طبقات مختلف جامعه به ویژه دانشجویان و نخبگان در مبارزه با فساد و تبعیض شد. رهبر انقلاب در فرمان معروف هشت ماده‌ای در اردیبهشت ۱۳۸۰ هرگونه تسامح در مبارزه با فساد را همدستی با مفسدان تلقی می‌کنند و ضمن ردّ هر تبعیضی به بهانه انتساب به رهبری و دیگر مسئولان، پاک بودن دستی را که بناست با ناپاکی مبارزه کند الزامی می‌دانند.

اینها آن بخشی از سخنان رهبری است که در سخنرانی‌های عمومی مطرح شده است؛ پس دور از ذهن نیست که تذکرات و گلایه‌های ایشان در گفتگوهای خصوصی با مسئولان به مراتب صریح‌تر و تندتر بوده باشد.

این دست سخنان و هشدارها طی این سالیان با ادبیات و لحن‌های مختلف همواره از سوی رهبر انقلاب مطرح شده است. مرقومه توبیخ‌آمیز رهبری در پاسخ نامه معاون اول رئیس جمهور نیز اولین گلایه ایشان از تعلل قوای سه‌گانه در برخورد با فساد و مفسدان دانه‌درشت نبوده است و احتمالاً آخرین بار هم نخواهد بود.

آنچه حائز اهمیت است اینکه به تدریج سمت و سوی سخنان و مخاطب آن تغییر کرده است. رهبری به مرور عموم مردم و در مرحله بعد جوانان و جریان‌های دانشجویی را مخاطب خود قرار می‌دهند و ضمن ارائه تصویر و الگوی شایسته کارگزار در نظام اسلامی به ویژه در حوزه مسائل اقتصادی و سلامت مالی و اداری، ایفای نقش عموم مردم و به ویژه نخبگان و فعالان جامعه در این خصوص را مطالبه می‌کنند. نقشی که مروری بر سخنان رهبر انقلاب درباره این موضوع، حکایت از جایگاه ویژه آن در نگاه راهبردی ایشان دارد.

این یادداشت پیش از این در روزنامه شهرآرا، چهارشنبه ۱۹ آذر ۹۳ منتشر شده است.

این یادداشت در: پایگاه قاصدنیوز

Share

بالاخره منتشر شد. نرم‌افزار «درخت و موریانه‌ها» که سه سال پیش چند ماهی را دست‌اندرکار تأمین محتوای بخشهایی از آن بودم بالاخره منتشر شد. نرم‌افزار چندرسانه‌ای با موضوع اشرافی‌گری. از آنجایی که تقریباً از ابتدا تا انتهای تأمین و تدوین محتوای نرم‌افزار درگیر کار بوده‌ام و از طرفی زمستان ۹۰، تهیه متن زیر برای معرفی آن را به انجام رسانده‌ام، اشراف نسبی بر محتوای آن دارم. این نرم‌افزار می‌تواند منبع بسیار خوبی برای مطالعه و حتی پژوهش درباره این موضوع باشد. متن زیر به صورت کتابچه‌ای به ضمیمه نرم‌افزار منتشر شده است.

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. امام خمینی

Derakht-o-Murianehaانقلاب اسلامی را انقلاب پابرهنگان و مستضعفان دانسته‌اند. تأکیدات مکرر و کم‌نظیر امام خمینی، رهبر معظم انقلاب و دیگر بزرگان و نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی بر رجحان طبقات فرودست و پایین اجتماع و اولویت نیازها و خواست‌های آنان چیزی نیست که نیازمند بیان و توضیح باشد. ساده‌زیستی، مردم‌داری و پرهیز از خوی استکباری، زمانی در تار و پود اخلاق سیاسی دولتمردان جمهوری اسلامی رسوخ و نفوذ داشت و لازمه حاکمان اسلامی برشمرده می‌شد. طبیعی است که هر گونه انحراف در این زمینه می‌تواند به انحرافی اساسی در حرکت به سوی آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی تعبیر گردد.

تاریخ اسلام پر است از خیانت‌های شگفتی که بزرگان و بزرگ‌زادگان به خاطر کسب و یا حفظ مقام و متاع دنیوی روا داشته‌اند. چه بسیار جوامعی که به جهت فاصله‌های طبقاتی و امتیازطلبی گروهی دستخوش نابسامانی‌ها شدند و در نتیجه حکومت‌ها و حاکمان مبدّل و جابه‌جا شدند.

در تاریخ سی و چند ساله جمهوری اسلامی نیز نمونه‌ها و تجربیاتی از خطرات و آسیب‌های خوی اشرافی‌گری و خودبرتربینی برخی خواص وجود دارد که شاید بتوان مهم‌ترین آنها را فتنه بزرگ سال ۱۳۸۸ دانست. به اعتقاد بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران بسترها و زمینه‌های حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، ریشه در سال‌های پس از دفاع مقدس و رحلت امام خمینی و آلوده شدن دولت‌ها و دولتمردان نظام اسلامی به اشرافیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشت.

اشرافیت و اشرافی‌گری از کلیدواژه‌هایی است که در برحه‌های مختلف بسامد زیادی در گفتمان رهبر معظم انقلاب دارد و ایشان بارها در مورد خطرات این آفت هشدار داده‌اند. نرم‌افزار چندرسانه‌ای «درخت و موریانه‌ها» که جوانب متعددی از این مبحث گسترده را مورد توجه قرار داده، حاصل ماه‌ها تلاش جمعی از علاقه‌مندان به اسلام ناب محمدی و تحقق آرمان‌های رفیع انقلاب اسلامی در مؤسسه فرهنگی نرم‌افزاری آرمان است. این نرم‌افزار که در دو حلقه DVD و هشت بخش دسته‌بندی و ارائه شده، شامل هزاران صفحه مطالب مکتوب، صدها دقیقه فیلم و صوت و ده‌ها طرح و کاریکاتور درباره این موضوع است.

آنچه می‌آید مروری است بر صفحات و بخش‌های نرم‌افزار «درخت و موریانه‌ها».

۱ـ اسلام ناب

اگر نبود دوران ده‌ساله حکومت نبوی و دوره پنج‌ساله دولت علوی، شاید الگویی عینی برای حکومت اسلامی و جوانب مختلف آن وجود نمی‌داشت. از سوی دیگر قرآن و منابع تاریخی و روایی شیعه پر است از مواردی که مستقیم و غیرمستقیم آموزه‌هایی مرتبط با موضوعاتی از قبیل زهد، روابط اجتماعی، متکبران و مستکبران، تفاخر و زیاده‌طلبی و امثال آن را طرح می‌نماید. در اندیشه دینی یکی از مهم‌ترین عوامل انحطاط جوامع و گرفتار شدن در عذاب الهی، انحراف بزرگان جامعه به ویژه ثروتمندان و فسادانگیزی آنان معرفی شده است.

انقلاب اسلامی سعی بر آن داشته است که گام در مسیر تحقق نظام و جامعه‌ای اسلامی بگذارد، بنابراین بررسی و شناخت ابعاد متفاوت موضوع در اندیشه دینی از اهمیت فراوانی برخوردار است.

این بخش از نرم‌افزار به بررسی موضوع اشرافی‌گری بر مبنای قرآن، نهج‌البلاغه، روایات معصومین و حوادث تاریخ اسلام می‌پردازد و شامل متون تفسیری، روایی، سخنرانی (فیلم و صوت) و مقالات است.

۲ـ فصل‌الخطاب

امام خمینی و رهبر معظم انقلاب در گفتار و کردار و در توصیه‌های عمومی و خصوصی همواره بر ساده‌زیستی و دوری از جاه‌طلبی و مطامع دنیوی به ویژه برای مسئولان و خواص تأکید نموده‌اند. رهبر کبیر انقلاب مسئولان نظام را مدیون پابرهنگان و مستضعفان می‌دانند که آنان را از زندان‌ها و انزوا نجات داده‌اند؛ همچنین ایشان پس از پایان جنگ تحمیلی از شروع جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بى‌درد خبر می‌دهند. آیت‌الله خامنه‌ای نیز در برحه‌های مختلف زمانی بعضاً با تعابیری نادر و کم‌نظیر به خوی اشرافی‌گری و دنیاطلبی می‌تازند. شک نباید کرد که این تأکیدات مکرر نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده موضوع است.

سال‌های پس از جنگ که مصادف با فقدان امام بود به دلیل وضعیت خاص سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایطی فراهم آمد که حاصل آن ایجاد نوعی رقابت در رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی به ویژه در میان مسئولان دولتی بود. این اتفاقات با هشدارهای جدی رهبر معظم انقلاب مواجه شد به نحوی که ایشان در این‌رابطه گفتمانی مشخص و مستقل را بنیان نهادند.

آنچه در این بخش مورد توجه قرار دارد بازخوانی اندیشه‌های امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای در این‌باره است. گزیده سخنان این دو بزرگوار به صورت دسته‌بندی شده تحت عناوین و زیرموضوعات مختلف و متعدد، چندین مقاله در تبیین دیدگاه‌های امام خمینی و ده‌ها دقیقه صوت از سخنان این بزرگواران صفحات این بخش را شکل می‌دهند.

این صفحات به ویژه قسمت‌های مربوط به دیدگاه‌ها و هشدارهای مقام معظم رهبری درباره رواج اشرافی‌گری در میان خواص و مسئولان از بخش‌های مهم و جذاب نرم‌افزار به شمار می‌رود.

۳ـ جنبش مستضعفین

انقلاب اسلامی مولّد گفتمانی نو و بی‌سابقه بود. مفاهیمی که طی قرن‌ها در ادبیات دینی ما به حاشیه رانده شده بود دوباره احیا گردید و بر مبنای آنها نظریه‌پردازی شد. متفکران مختلفی در بدو انقلاب اسلامی در تبیین و تثبیت تفکر جمهوری اسلامی و نظام اسلامی کوشیدند. از مباحثی که بسیاری از متفکران و دولتمردان در سال‌های ابتدایی انقلاب بدان پرداخته‌اند موضوعاتی از قبیل زهد، عدالت اجتماعی، جنگ فقر و غنا و مسائلی از این دست است. از سوی دیگر این موضوعات به سطح اجتماع و ادبیات عامه مردم نیز وارد شد. مرور این مباحث می‌تواند ما را در ارزیابی میزان انحراف از آرمان‌های اصیل انقلاب یاری رساند.

این بخش دیدگاه‌های شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر و رجایی، مرحوم حاج سید احمد خمینی، امام موسی صدر و شهید آوینی را ارائه و بررسی می‌کند. در ادامه خاطراتی از شهدای جنگ تحمیلی در این‌رابطه آمده است.

یکی از قسمت‌های بسیار جالب توجه این بخش از نرم‌افزار، مرور دیدگاه‌های حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در دهه شصت و برخی دیگر از شخصیت‌ها (از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی) در دهه شصت و هفتاد و نشریه بیان در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد درباره موضوعاتی از قبیل عدالت اجتماعی، فقر و غنا، سرمایه‌داری و صدور انقلاب است. اهمیت بازخوانی این دیدگاه‌ها به جهت تعارض‌های جدی در نظریات فعلی این اشخاص و جریان‌هاست.

۴ـ دارندگی و برازندگی!

یکی از انتقادات جدی که از همان اوایل به دولت حجت‌الاسلام رفسنجانی وارد می‌شد، موضوع ترویج تجمل‌گرایی و رفاه‌طلبی بود. چیزی که بسیاری آن را عیان و واضح می‌دیدند این واقعیت تلخ بود که سیاست‌های این دولت، مسابقه‌ای بی‌حساب در دنیاخواهی و منفعت‌طلبی به ویژه در میان مسئولان و صاحب‌منصبان در پی داشته است. این به معنای مسخ روحیه تعاون و ایثاری بود که به تبع شرایط انقلاب و سپس جنگ در کشور حاکم شده بود.

روحیه رفاه‌طلبی و برتری‌جویی در دولت موسوم به اصلاحات نه تنها تضعیف نشد، بلکه در حوزه سیاسی و فرهنگی نیز این امتیازخواهی‌ها و تفوق‌طلبی‌ها به شدت گسترش یافت.

بخش «دارندگی و برازندگی» به جریان‌شناسی دولت‌های سازندگی و اصلاحات می‌پردازد. بررسی پیام سازندگی امام خمینی، بررسی جامعه‌شناختی موضوع اشرافی‌گری به ویژه در دوره مذکور، محاجّه با حجت‌الاسلام هاشمی درباره عملکرد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دولتش و مسائل مالی فرزندانش و بررسی عملکرد جریان‌های اشرافی‌گرا در قالب مقاله، سخنرانی (فیلم) و مصاحبه محتوای این بخش را شکل می‌دهد.

۵ـ شورش اشرافیت

نگاه و منش اشرافی چیزی بود که به روشنی در فتنه‌انگیزی سال ۸۸ دیده می‌شد. چه برخی سردمدران فتنه که عموماً از دولتمردان سابق بودند و آزرده از کوتاه شدن دستشان از منابع و مطامع تلاش داشتند به هر نحو ممکن به مسند قدرت بازگردند، چه جماعتی که به خاطر حفظ منافعشان سکوت نمودند. کار تا بدانجا بالا گرفت که رأی مردم را ارزش‌گذاری و درجه‌بندی کردند و رأی شهروند شمال تهران باکیفیت‌تر از یک روستایی پابرهنه به حساب آمد.

آنچه برخی را واردار کرد که حتی با اجانب از در دوستی درآیند، این بود که از جنبه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و یا اقتصادی شأنی بالاتر برای خود قائل بودند و برای دست یافتن به این حق خودانگاشته هر اقدامی را مجاز می‌شمردند.

«شورش اشرافیت» مروری است بر نقش اشرافیت در زمینه‌سازی فتنه ۸۸، تحلیل وقایع و حوادث مرتبط و موضوعاتی از قبیل عدالت رسانه‌ای، اشرافیت فکری و نفاق جدید.

۶ـ اینجا، سیمای اشرافیت!

در جهان کنونی، رسانه شاید اثرگذارترین مؤلفه در تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. در این بین رادیو و به ویژه تلویزیون، همچون عضوی از اعضای خانوده‌ها درآمده‌اند و نقشی بی‌بدیل در فرهنگ‌سازی ایفا می‌نمایند. امام خمینی از صدا و سیما به دانشگاه عمومی تعبیر نموده‌اند.

صدا و سیما همواره از جنبه‌های مختلفی در مورد موضوع اشرافیت مورد نقد بوده است. چه از بابت ترویج تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی و چه از لحاظ بی‌عدالتی رسانه‌ای و در نظر نگرفتن سهم طبقات پایین از جمله ساکنان شهرستان‌ها و روستاها در صدا و سیما. نکته آنجاست که بعضاً همان سهم کم شهرستان‌ها و روستاهای دوردست، محدود به نگاهی لوکس، کارت‌پستالی و دکوری و نه واقعی و کاربردی می‌شود.

بررسی و نقد عملکرد صدا و سیما در زمینه تجمل‌گرایی، اشرافیت و عدالت رسانه‌ای و ارائه راهکارهایی برای اصلاح، محتوای بخش «اینجا، سیمای اشرافیت» را تشکیل می‌دهد.

۷ـ کوخ‌نشینی، کاخ‌نشینی

این بخش تماماً شامل فایل‌های صوتی و تصویری از اساتید مختلف درباره موضوع نرم‌افزار است که البته بعضاً در بخش‌های دیگر نرم‌افزار مورد استفاده قرار گرفته است. استاد رحیم‌پور ازغدی، پروفسور رفیع‌پور، حجج‌اسلام روح، نظافت، صرافیان، ملک‌زاده، سوزنچی، غنوی، معلمی و همازاده، دکتر کوشکی، استاد ترکش‌دوز و استاد دلبریان اشخاصی هستند که صوت و فیلمشان در این بخش در دسترس قرار گرفته است.

۸ـ عدالت‌خواهی

از ویژگی‌های بارز انقلاب اسلامی، مردمی بودن آن است. از همین رو معمولاً درباره موضوعات مختلفی که به نوعی با انقلاب اسلامی ارتباط می‌یابند، تولیدات فرهنگی، هنری و رسانه‌ای گسترده‌ای شکل می‌گیرد.

موضوع طبقات مستضعف، عدالت و امثال آن از یک سو و اشرافیت، مفاسد اقتصادی و موضوعات مشابه از دیگر سو، از مباحثی است که حجم زیادی از تولیدات فرهنگی و هنری را به خود اختصاص داده است.

بخش «عدالت‌خواهی» شامل بیش از ۲۰۰ قطعه شعر، طنز، داستان و قطعه ادبی، معرفی فیلم مستند، ده‌ها کاریکاتور و طرح و همچنین ده‌ها جزوه، مجموعه فلش‌کارت، تراکت، پوستر، نمایشگاه و متن پیامکی بر گرفته از محتوای نرم‌افزار است.

Share

از همان ابتدای انقلاب که بحث تشکیل جمهوری اسلامی مطرح بود، عده‌ای مدعی بودند که اصولاً دموکراسی با اسلام جور در نمی‌آید. به هر حال رأی مردم، تشکیل جمهوری اسلامی را رقم زد. اما در این سالها به ویژه در دوره حاکمیت یکی از جریانهای سیاسی، همواره یکی از شبهات مطرح شده، موضوع مردم‌سالاری بوده است و اینکه آیا اصولاً دین اسلام، مردم‌سالاری را برمی‌تابد؟ مردم‌سالاری دینی چگونه چیزی است؟

*

جماعتی را گمان بر آن است که اهل سنّت به مردم‌سالاری نزدیک‌ترند تا شیعه. شاهد این گروه بر ادعایشان نیز ماجرای انتخاب خلیفه اول در سقیفه توسط جمعی از صحابه است؛ در حالی که طبق عقاید شیعیان، پیامبر، خلیفه بلافصل خود را در غدیر مستقیماً از طرف خداوند منصوب نموده بود.

نگاهی دوباره بیندازیم به آنچه در سقیفه رخ داد. جماعتی از بزرگان مهاجر و انصار گرد هم آمدند تا برای رسول خدا جانشینی انتخاب کنند. خلاصه آنکه ابوبکر که از مهاجرین بود به عنوان خلیفه انتخاب و از مردم برای او بیعت گرفته شد. در واقع در مرحله انتخاب عموم مردم هیچ نقشی نداشتند، بلکه تنها جمعی از بزرگان و به عبارتی اشراف (به سبب داعیه تقدم در دین و یا ریاست طوایف و قبایل) این انتخاب را رقم زدند. از سوی دیگر اخذ بیعت برای خلیفه منتخب اشراف نیز در موارد زیادی با اجبار و اکراه و بعضاً خشونت همراه بود. ماجرای حمله به خانه حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه‌السلام و اخذ بیعت اجباری از ایشان شاهدی بر این مدعاست؛ یا آنچه خالد بن ولید در گرفتن بیعت از برخی قبایل که از پذیرش خلافت ابوبکر امتناع می‌نمودند، مرتکب شد، از جمله فجایعی که بر سر مالک بن نویره و قبیله‌اش آورد. خلیفه دوم بر اساس تعیین شخص خلیفه اول منصوب شد و خلیفه سوم نیز توسط شورای ابداعی خلیفه دوم. می‌توان چنین نتیجه گرفت که نه انتخاب خلفای سه‌گانه و نه بیعت گرفتن برای آنان بر مبنای رأی و نظر عموم مردم و یا حتی جمع کثیری از آنان نبوده است.

حال مروری کنیم به واقعه غدیر. پیامبر خدا بنا به امر الهی، علی را به عنوان امام و خلیفه بلافصل خود معرفی نمود. سپس مردم، با خلیفه منصوب از سوی خداوند، بیعت کردند. اما همین خلیفه منصوب از سوی خداوند، پس از آنکه حق را تبیین نمود و اتمام حجت کرد، آن هنگام که اساس اسلام را در خطر دید، تکلیف را از خود ساقط دانست و برای در اختیار گرفتن حکومت به عنوان حقی الهی دست به قبضه شمشیر نبرد. گذشت تا اینکه پس از قتل خلیفه سوم، هجوم مردم و درخواست برای خلافت ایشان، به حدی رسید که امام قبول مسئولیت نمود. در این حال نیز امام برای گرفتن بیعت لشگرکشی نکرد و خشونت به خرج نداد. اشخاص زیادی بیعت نکردند یا بیعت شکستند، اما تا زمانی که دست به سلاح نبردند و ایجاد ناامنی نکردند، حضرت با آنان مدارا و حقوق آنان را کاملاً مراعات نمود. در این نگاه گرچه مشروعیت و اصالت حق تأسیس حکومت صرفاً با تأیید و نصب الهی حاصل می‌شود، اما وقوع و اجرای آن منوط به حضور مردم و همراهی آنان است. همچنان که امام حسن علیه‌السلام آن هنگام که سستی و پیمان‌شکنی مردم را دید تن به صلح داد و جز امام حسین علیه‌السلام که با شرایط و اهداف ویژه‌ای دست به قیام زد، هیچ یک از امامان برای کسب حق الهی خود قیام نکردند.

این دقیقاً بر خلاف آن چیزی است که در سقیفه رخ داد؛ انتخاب جمعی محدود از بزرگان بر اساس ریش‌سفیدی اشرافی‌گرایانه که به عموم مردم تحمیل شد.

مقایسه الگوی غدیر با الگوی سقیفه از سویی نشان‌دهنده جایگاه مردم در هر کدام از الگوهاست و از سوی دیگر می‌تواند فهم صحیحی از مردم‌سالاری دینی مورد نظر جمهوری اسلامی ارائه دهد.

در نگاه دینی، مردم‌سالاری، به معنای اجتماع و همراهی مردم برای حق است. مردم دست به دست هم می‌دهند و در چارچوب و مسیر امر و نهی الهی و برای تحقق حق حرکت می‌کنند. در این بین مشورت و نظر جمعی نیز از اهمیت والا و ویژه‌ای برخوردار است که البته انتخابات یکی از اصلی‌ترین ساختارهای اجرایی تحقق نظر جمعی به شمار می‌آید. در الگوی غدیر و مردم‌سالاری دینی، عزت و کرامت انسانها محترم است و نمی‌توان مردم را نادیده گرفت. در این الگو مردم بر خواص یا به عبارتی اشراف برتری و رجحان دارند. امام علی علیه‌السلام در نامه معروف خود به مالک اشتر، مشهور به عهد مالک، می‌فرمایند: «باید محبوب‏ترین کارها نزد تو اموری باشند، که با حق و عدالت موافق‏تر و با رضایت توده مردم هماهنگ‏تر است. چرا که خشم توده مردم، خشنودی‏ خواص را بی‏اثر می‏سازد، اما ناخشنودی خاصان با رضایت عموم، جبران‌پذیر است.» ایشان سپس به مذمّت خاصان می‌پردازند و ادامه می‌دهند: «پایه دین و جمعیت مسلمانان و ذخیره دفاع از دشمنان تنها «توده ملت‏» هستند! بنابراین باید گوشَت‏ به آنها و میلَت‏ با آنان باشد.»

*

اما آن چیزی که در جوامع غربی مدعی دموکراسی یا مردم‌سالاری، واقع می‌شود. جدای از ساختارهای مرسوم حزبی که معمولاً کسب قدرت را وسیله‌ای برای رسیدن به منافع شخصی و گروهی می‌دانند، انتخاب مردم نیز تحت تأثیر عواملی است که در حقیقت اثری از اختیار در آن نیست. کانونها و حلقه‌های بسته قدرت و ثروت، کارتلهای عظیم اقتصادی، لابی‌های سیاسی از قبیل صهیونیزم و بزرگ‌مالکان رسانه‌ای که همه ارتباطات پیچیده‌ای با هم دارند، دست به دست هم شرایطی را رقم می‌زنند که حاصل انتخاب مردم، هیچ‌گاه فردی مستقل و واقعاً مردمی نیست. در اینجا هم قدرت‌مداران، ثروتمندان و صاحبان نفوذ بر اساس منافع خود تصمیم می‌گیرند و مردم را میان گزینه‌هایی که تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند مخیر می‌سازند. و مردم دلخوش به انتخاباتی هستند که ظاهراً خود نتیجه آن را رقم زده‌اند.

نگاهی داشته باشیم به انتخابات پیش رو. در بحث ریاست جمهوری همواره یکی از تأکیدات حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب، اولویت حضور و مشارکت پرشکوه مردم فارغ از فرد منتخب بوده است. بنا بر همان جمله معروف امام که: «میزان، رأی ملت است»، انتخاب اولین شخص اجرایی کشور نه از طریق ریش‌سفیدی و مصلحت‌اندیشی و انتخاب جمع محدودی از بزرگان و دلسوزان انقلاب، که با رأی مستقیم مردم صورت می‌پذیرد و انتخاب آنان محترم شمرده می‌شود. حتی اگر این انتخاب، بنی‌صدر باشد. همراهی امام با منتخب مردم تا آنجا بود که فرماندهی کل قوا را نیز به او تفویض نمودند. عزل بنی‌صدر نیز از طریق قانونی و بر اساس نظر مجلس منتخب مردم صورت پذیرفت. بر این اساس می‌توان شیوه تعامل امام و آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را با رؤسای جمهور و نخست‌وزیران (در دوره امام که به طور غیر مستقیم و از طریق رأی اعتماد مجلس، منتخب مردم بودند) فهم و بررسی نمود.

با این اوصاف شاید بتوان یکی از شاخصه‌های مهم برای انتخاب رئیس جمهور را نیز احترام و اعتماد به مردم و نهادهای مردمی دانست. شخصی که وظیفه خود را تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی، بنیانگذار فقید آن و اوامر و دغدغه‌های رهبر انقلاب بداند و به مردم، رهبر انقلاب و نهادهای قانونی پاسخگو باشد. نه آنکه همّ و غمّش جلب منافع فردی و حزبی و عمل به توصیه‌های برخی خواص و بزرگ‌زادگان باشد.

یکی از مسائلی که در چند دوره اخیر به اشکال مختلف مورد مناقشه بوده است، وابستگی‌های داوطلب ریاست جمهوری است. اینکه آیا وی مورد حمایت احزاب و جریانات سیاسی است و یا اینکه فارغ از معادلات مرسوم سیاسی و متکی بر اقبال عمومی مردم. بدیهی است که صاحبان منفعت، نسبت به انتخاب اشخاصی که وامدار کانونهای قدرت و ثروت نیستند و منافع کشور و مردم را با حجت شرعی، بر تأمین منافع برخی اشراف‌زادگان مقدم می‌دارند، تمایلی نخواهند داشت و تمام تلاششان بر این است که اثبات نمایند اگر ئیس جمهور وابسته به احزاب و جریانات سیاسی نباشد، قطعاً توفیقی نخواهد یافت.

در بحث انتخابات شوراها علاوه بر آنچه آمد مسائل دیگری نیز مطرح است. شهرداری‌ها از طرفی بیشترین ارتباط را حتی به صورت روزمره با مردم دارند و از سویی به ویژه در شهرهای بزرگ، منابع مالی گسترده‌ای در اختیار دارند. طبیعی است اگر برخی سودجویان، شوراها را به عنوان نهاد بالادستی شهرداری‌ها پله ترقی سیاسی و یا رسیدن به مطامع مالی برشمرند. همین خطر لزوم دقت در انتخاب اشخاص از میان داوطلبان ورود به شورا را دوچندان می‌کند. حقیقت آن است که شهرداری‌ها پاسخگویی چندانی به دولت و نظام ندارند، اما به علت ارتباط زیاد مردم با فعالیتهای آنان، عملکرد آنان، خوب یا بد، به پای جمهوری اسلامی نوشته می‌شود. با این همه متأسفانه بخشی از فهرستهای رایج در انتخابات شوراها، محصول روابط و بعضاً زد و بندهای سیاسی، منفعت‌اندیشی‌ها و سهم‌خواهی‌ احزاب و گروههاست. در این فضا انتخاب اشخاص شایسته و اصلح، تحت‌الشعاع منافع شخصی و گروهی قرار می‌گیرد. چاره آن است که از یک سو تهیه‌کنندگان فهرستهای انتخاباتی به صورتی مستدل و شفاف، مبانی و شاخصهای خود را در بررسی و تعیین داوطلبان برای مردم بیان دارند و از طرفی مردم نیز به صرف انتشار اسامی در فهرستها تکلیف تحقیق و بررسی را از خود ساقط نکنند، چرا که سهل‌انگاری در این ماجرا آثارو تبعات سوئی به جای خواهد گذاشت.

این یادداشت پیش از این در پایگاه ۱۸ ساله‌ها منتشر شده است.

Share