شاید نمایندگی در شرایط عادی و تصمیم‌گیری‌های متعارف چندان سخت نباشد ولی خیلی مهم است که نماینده منتخب در بزنگاه‌ها بتواند تصمیم صحیح اتخاذ کند.

به اعتقاد من دوره یکی‌دوهفته‌ای تبلیغات انتخاباتی زمینه خوبی برای شناسایی شخصیت نامزدهاست؛ همین دوره خود یک بزنگاه است. تلاش کاندیداها در این فرصت محدود رقابتی، معرفی بیشتر خود و کسب رأی بالاتر برای ورود به مجلس است. بسیاری ناخودآگاه علی‌رغم شعارها و مبانی و اصول رسمی‌شان هر کاری می‌کنند تا بیشتر دیده شوند. به تعبیری، رأی‌آوری به هر قیمت.

حال هر چقدر نامزد انتخابات بتواند در این دوره کوتاه بر ناپختگی‌ها غلبه کند یا وسوسه‌های نفسانی و شهوت قدرت او را به دست یازیدن به هر ترفند و روش نادرستی واندارد، احتمال آنکه در دوره چهارساله هم در بزنگاه‌ها تصمیمات درست بگیرد یا در برابر وسوسه‌ها و تطمیع‌ها و تهدیدها سلامت خود را نگه دارد بیشتر است.

به زعم من آن کاندیدای ریاست جمهوریِ سال‌ها پیش که با همه شایستگی‌هایش، از هول رأی‌آوری و احتمالاً به توصیه مشاوران‏ انواع عکس‌ها را با تیپ‌ها و حالات مختلف حتی با هواپیما برای تبلیغاتش استفاده و هزینه‌های گزافی را برای تبلیعات خرج کرد‏ آن‌قدر پخته نبود که بتواند در دوره ریاست جمهوری و در شرایط بحرانی و حساس مشاوره‌های غلط و بعضاً منفعت‌طلبانه را به درستی تشخیص دهد.

آن کاندیدایی که علی‌رغم ژست شیک و مجلسی و تخصص‌نمایی،‏ برای رأی‌آوری بدون هیچ سابقه ورزشی، مدیریت هیئت‌های ورزشی را بر عهده می گیرد یا از رزمی‌کاران امضا جمع می‌کند، برای روزهای بحران و شرایط ویژه آن‌قدرها قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد. چه ضمانتی است که چنین کسی در آن شرایط منافعش را بر مصالح کشور ترجیح ندهد؟ اصولاً چقدر تشخیص چنین فردی قابل اتکاست؟

چرا من باید به آن فرد محترم دیگر که برای رأی‌آوری فهرست مورد پسندش در دوره‌های پیشین از جایگاهش سوءاستفاده کرده و هوالمطلوب تراشیده است، اعتماد کنم و اختیار قانونگذاری را به او بسپارم؟

بانوانی که با ترفندهای مختلف تصویر بصری متفاوتی از خود در تبلیغاتشان چاپ می‌کنند چه؟

کسی که برای جلب رأی هر کاری می‌کند یا خدای ناکرده حاضر است به هر عمل کثیفی دست بزند، فرداروز نیز برای حفظ و گسترش منافعش بر سر هر چیزی معامله خواهد کرد.

دوره تبلیغات، مانور خوبی است تا ضمیر ناخودآگاه افراد را در شرایط حساس و بزنگاه بهتر بشناسیم.